عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
175
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
فقيهان به ويژه فقيهان شيعه در جواز ازدواج موقت [ متعه ] به قرائت ابىّ ، ابن عباس و ابن مسعود در آيهء ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ - الى اجل مسمّى - فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ) استدلال مىكنند . ابن عباس به ابو نضرة مىگفت : « خداوند اين چنين نازل كرده است » . حال آن كه ازدواج موقت بنا به حديث پيامبر [ ص ] نهى شده است « 1 » . چنان كه از ابىّ روايت شده است كه وى تنها هنگام ضرورت ، ازدواج موقّت را جايز دانسته است و مىگفته است : ازدواج موقّت مثل حالت اضطرار در خوردن گوشت مردار ، خون و گوشت خوك مىباشد « 2 » . همچنين از ابن عباس ، عدول از جواز حليّت ازدواج موقّت روايت شده است چه وى نسخ اين آيه را به آيهء ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ ) بيان كرده است « 3 » . جمهور مسلمانان بر اين رايند كه ازدواج موقت زناست . قرائت عمومى كه خالى از زيادت قرائتى [ الى اجل مسمّى ] كه به منزلهء تفسير است ، اين گرايش را تقويت مىكند ( 32 ) . 3 - روايتهايى كه در بردارندهء متونى است كه گفته مىشود ، از قرآن است . اين روايتها - على رغم محدوديت آنها - يكى از مهمترين مسائل تاريخ قرآن را برانگيخته است . شيعه با بعضى از اين روايتها ، آهسته آهسته قدم بر داشته و به اين سو رو نموده تا ادعاهاى مخالف خود با تودهء مسلمانان را اعلان نمايند ، به طورى كه برخى از خاورشناسان آن را ابزار حمله به كتاب خداوند قرار دادهاند . به عنوان مثال : ابىّ و ابن مسعود آيهء 10 سورهء واقعه را چنين قرائت كردهاند : ( و السّابقون بالايمان بالنّبىّ فهم علىّ و ذرّيّته الّذين اصطفاهم اللّه من اصحابه و جعلهم الموالى على غيرهم اولئك هم الفائزون الّذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون ) « 4 » ( 33 ) همچنين است از اين گونه روايتها : از عاصم و او از زرّ بن حبيش و او از ابىّ آورده است كه ابىّ گفت : پيامبر [ ص ] به من فرمود : خداوند به من فرمان داده است تا قرآن را بر تو بخوانم ، آن گاه پيامبر خواندند :
--> ( 1 ) ابو حيّان ، البحر المحيط ، ج 3 ، ص 218 . ( 2 ) ابوبكر احمد بن على الرازى الجصّاص ، احكام القرآن ، ج 2 ، ص 147 . ( 3 ) همان . ( 4 ) آرتور جفرى ، ماتريال ، ص 97 .